ehsan.gh100@gmail.com (+98 917 612 3046)
آبان ۱۶, ۱۳۹۶

باهم تنهاییم

طراحی رابط کاربری وقتی بحث یک شبکه اجتماعی بزرگ مطرحه باید با علم روانشناسی گره بخوره این مقاله که اینجا نوشتم و میزارم برداشت هایی از اتفاقات و بررسی رفتاری کاربران شبکه های اجتماعی هست اگر تا انتها خوندینش خوشحال میشم نظراتتون رو هم بنویسید

این روزها شاید شما هم با تلفن های همراه خودتون میخوابید.
این موبایل ها (mobile:able to move or be moved freely or easily)
این دستگاه‌های کوچک ما، که در جیب‌هایمان داریم، از نظر روانی انقدر قدرتمند هستند که نه تنها کارهایی که میکنیم را تغییر میدهند، بلکه خود ما را هم تغییر میدهند.
خیلی از کارهایی که ما با موبایل هامون انجام میدیم تا چند سال پیش وجود نداشتند.و کاملا عجیب بودند.
موقع رانندگی، جلسه، ارائه ها ، سر کلاس، سرکار، مهمونی از گوشی استفاده میکنیم.
بعضیا اینقدر حرفه ای شدن که روش هایی برای اینکه چطوری موقعی که پیام میدیم ارتباط چشممونم حفظ بشه ابداع کردن!
سخته ها ولی لازم میشه مثلا وسط جلسه یا سر کلاس!
این روزها فرقی نمیکنه از بابابزرگ من که بیشتر از ۷۰ سالشه تا بچه چهار ساله همه وصلن به نتورک گرفته تا این دستگاهای متفاوت در سایز های متفاوت
حتی تو مراسم های ختم هم دیگه کلیپ میبینن و پیام میدن وسرشون شلوغه سلفی که دیگه نگو!
اما خوب چرا این مهمه اصلا ؟فک کنم داریم خودمون رو توی مشکل میندازیم.
مشکل برقراری ارتباط با همدیگه و حتی اینکه چطور با خودمون در ارتباطیم
این روزها به یک روش با هم بودن جدید داریم عادت میکنیم با هم تنها باشیم.
مردم میخوان با هم باشن اما میخوان جاهای دیگه ای هم که میخوان باشن میخوایم زندگی هامون رو همون طوری که میخواییم شکل بدیم.(customise ) کنیم.
نکته مهم شاید این باشه که رفتن به این شبکه های اجتماعی مختلف و یا استفاده بیشتر از یکی از اون ها به دلیل کنترل بر روی میزان سطح توجهی هست که توی اون شبکه اجتماعی افراد میتونن به خودشون جلب کنند.

ما ممکنه به جلسات کلاس ها مهمونی ها یا هرجایی این روزا بریم اما فقط به چیزی توجه میکنیم یا فقط به قسمتی توجه میکنیم که برامون جالب باشه.
شاید این روزا وقتی یه جایی میرید از اتوبوس و مترو و سرکار و مسابقه و همه جاهای ممکن با کسی صحبت نمیکنید. یا کمتر به بقیه تلفن میزنیم و کمتر ارتباط برقرار میکنیم شاید یکی از دلایلمون این باشه که میگیم همه مشغولن کلی کار دارن و نمیخواییم مزاحمشون بشیم! اما شاید یه قسمت دیگه از حقیقت این باشه ما خودمون دوست نداریم کسی مزاحم کارمون بشه دوست داریم که ارتباط برقرار کنیم ولی ترجیح میدیم سرمون توی گوشی خودمون باشه و کسی سر از کار ما هم در نیاره!
فک میکنم توی نسل های مختلف و در سن های مختلف ادمهایی رو دیدم که از هم سیر نمیشن دوستانی که همیشه خیلی خوبن با هم اما اگر و تنها اگر بتونند بر روی میزان دسترسی همدیگه به حریم خصوصیشون کنترل داشته باشند. نه خیلی دور نه خیلی نزدیک در فاصله مناسب.
“….. یه روزی ، یه روزی،‌ اما نه حالا دوست دارم که بلاخره ارتباط برقرار کردن یاد بگیرم….” جمله یکی از افراد که همیشه پیام میده و از حرف زدن فرار میکنه
مگه حرف زدن و ارتباط بر قرار کردن چه مشکلی داره ؟
معمولا در لحظه اتفاق میوفته !

و تو نمیتونی روی حرفی که میخوای بزنی کنترل داشته باشی!
اینستاگرام تلگرام ایمیل و تمام این شبکه های اجتماعی به ما این اجازه رو میدن که خودمون رو اون طوری نمایش بدیم و معرفی کنیم که دوست داریم.
می تونیم متن ها عکس ها همه چی رو ویرایش کنیم (edit) کنیم ! پاک کنیم (delete) و این معنیش اینه که ما میتونیم صدامون رو صورتمون رو چربیا رو زاویه رو همه چیز رو ویرایش کنیم نه خیلی کم نه خیلی زیاد به اندازه ای که میخواییم.
انگار که داریم حرف زدنهامون رو قربانی فقط ارتباط داشتن میکنیم ارتباط های مجازی و حتی با خودمون هم صادق نیستیم
به نظرتون این تویت های صد و چهل کارکتری یا این پیام های سلام خوبی خداحافظ رو میشه اسمشو گذاشت حرف زدن ارتباط؟
می تونیم به هم پیام بدیم و بگیم به هم فکر مکنیم یا حتی همدیگه رو دوست داریم ولی چقدر عمیقه و چقدر این حس به خوبی منتقل میشه یا حتی چقدر این روابط باعث میشه نسبت به هم شناخت داشته باشیم.

ما با هدیگه صحبت میکنیم تا یادبگیریم چطور با خودمون صحبت کنیم مهارت پایه ای و اساسی برای کودکان و انعکاس ما از خودمون
نه تنها صحبت های واقعی ما هر روز داره کم تر میشه تکنولوژی های جدید تر هم هستند مثل گوگل و سیری اپل که احتمالا در اینده قراره به بهترین دوست های ما تبدیل بشن و احتمالا به کسی تبدیل بشن که به حرف های ما گوش میده اون موقع احتمالا دیگه کسی به حرف های ما گوش هم نکنه و این آرزوی خیلی هاست همین الان هم
و این آرزو نتیجه این بوده که کسی به حرف های ما گوش نمیده

و شاید دلیل اصلی ما برای داشتن شبکه های اجتماعی متفاوت اینه باشه که میتونیم تعداد زیادی

 

 

شنونده داشته باشیم و حس کنیم که شنیده میشیم
این حس که هیچکس به حرفای من گوش نمیده تمایل ما رو برای اینکه زمان بیشتری رو با موبایل ها وسایل الکترونیک و قطعا در اینده نزدیک رباط ها و ماشین ها بگذرونیم بیشتر میکنه و فکر میکنیم که اون ها اهمیت میدن ما در حال توسعه اینترنت اشیا و تکنولوژی هایی هستیم که احساس ما رو بر اینکه کنترل بیشتری بر اطرافمون داریم بیشتر میکنندما در حال طراحی تکنولوژی‌هایی هستیم که به ما خیال باطل داشتن همدم را میدهند بدون اینکه از ما انتظار دوستی داشته باشند. ما به تکنولوژی رو می‌آوریم که به ما احساس در ارتباط بودن با دیگران را بصورتی به ما بدهد که ما بتوانیم آنرا براحتی کنترل کنیم. ولی ما خیلی هم راحت نیستیم. کنترل آنها خیلی هم دست ما نیست.

ما از تکنولوژی انتظار بیشتری داریم و از همدیگه انتظار کمتری داریم.
چرا ؟
تکنولوژی در جاهایی که بیشترین آسیب‌پذیری رو داریم، بیشترین خوشایندی رو برای ما داره.
ما آسیب‌پذیر هستیم. ما تنها هستیم، ولی از صمیمی شدن میترسیم. پس از ‘شبکه‌‌های اجتماعی’ تا ‘ربات‌های قابل معاشرت’، ما در حال طراحی تکنولوژی‌هایی هستیم که به ما خیال باطل داشتن همدم را میدهند بدون اینکه از ما انتظار دوستی داشته باشند.
ولی واقعا راحت هستین توی شرایط فعلی ؟
و واقعا کنترل دارید به نظرتون ؟

این وسایل دارن ذهن و قلب ما رو تغییر میدن
چرا میتونن تغییر بدن ؟
چون سه توهم راضی کننده به ادم ها میدن
اول اینکه، ما میتوانیم حواسمون رو به جایی بدیم که دلمون میخواد; دوم اینکه، همیشه صدامون شنیده میشه; و سوم اینکه هیچوقت لازم نیست تنها بمونیم.
ایده سوم،‌ که هیچوقت لازم نیست تنها بمونیم، در تغییرات روح و روان ما نقش اصلی رو داره.
چون لحظه ای که افراد تنها میشن معمولا دنبال دستگاه ای الکترونیک میرن از موبایل تا لپ تاپ و از اینترنت تا شبکه های اجتماعی
انگار تنهایی مشکلیه که باید حل بشه پس با وصل شدن و ایجاد رابطه حلش میکنیم .
اما این رابطه بیشتر از درمان به یک مشکل شبیه مشکلی که قرار نیست اینطوری حل بشه
ادامه دادن این روش و ارتباطات نظر افراد رو درمورد خودشون هم تغییر میده و یه هویت و ساختار تازه رو در افراد شکل میده

بهترین راه برای تعریفش اینه، من به اشتراک میگذارم پس هستم. ما از تکنولوژی برای معنی کردن خودمون استفاده میکنیم با استفاده از به اشتراک گذاشتن تفکرات و احساساتمون حتی وقتی که دارای اونها هستیم.
قبلا اینطوری بود که یه حسی وجود داشت مثل دلتنگی و بعد زنگ میزدن به همدیگه الان یه جورایی مثل اینه که میخوام یه حسی داشته باشم پس این پیام رو میفرستم.
ما بیشتر و بیشتر به هم وصل شدیم نزدیک شدیم. ولی در این فرایند، ما خودمون رو به انزوا کشوندیم.
چطوری از این ارتباط ها و اتصال ها تنها تر شدیم ؟

شخص اگر ظرفیت تنهایی و خلوت رو برای خودش رشد نده به انزوا کشیده میشه، توان جدا بودن برای جمع و جود کردن خودش. تنهایی جایی است که شخص خودش رو پیدا میکنه که بتونه به افراد دیگه بپیونده و وابستگی‌های واقعی بسازه.
وقتی ما ظرفیت تنها بودن رو نداشته باشیم، ما برای اینکه دلواپس نباشیم یا برای اینکه حس زنده بودن کنیم، به سمت افراد دیگه میریم. وقتی که این اتفاق میافته، نمیتونیم قدر اون چیزی که اونها هستند رو بفهمیم و درک کنیم. انگار که ما داریم از بقیه به عنوان پشتیبانی برای حس شکننده خودمون استفاده میکنیم. ما به سمتی میریم که فکر کنیم همیشه در ارتباط بودن باعث میشه که حس تنهایی کمتری کنیم.
ولی ما در خطریم، چون عکس این مطلبه که واقعیت داره. اگر ما قادر به تنها بودن نباشیم، تنهاتر خواهیم بود. و اگر به کودکانمون تنها بودن رو یاد ندیم، اونها فقط تنها بودن رو یاد خواهند گرفت.
ما داریم با تکنولوژی رشد میکنیم و بزرگ میشیم و فکر میکنیم اونم رشد کرده ولی تمدن بشری و قدمت اون در مقایسه با قدمت این ابزار ها و روش های ارتباطی ما عمری ندارن

من نمیگم که کلا این دستگاه ها بدن کلا شبکه های اجتماعی بدن چون خود من هم از همشون استفاده میکنم و از خیلیا هم خیلی بیشتر استفاده میکنم.
من میگم رابطه با شناخت بیشتری داشته باشیم باهمدیگر با وسایل اطرافمون و جهانی که اطراف ما داره پیشرفت میکنه و با خودمون
فکر کنیم
صحبت کنیم
درمورد چیزهایی که واقعا مهمن
تغییرشون بدیم
فکر میکنم ما نیاز داریم که به همدیگر بیشتر گوش بدیم بیشتر وقت بزاریم
باید توجهمون رو بگذاریم بر روی راه‌های زیادی که تکنولوژی میتونه ما رو با اونها به زندگی‌های واقعی خودمون، به بدن خودمون، به اجتماعات خودمون، به دنیای خومون برگردونه. برای اینکه این زندگی رو طوری بسازیم که دوستش داریم، استفاده کنیم.

احسان غلامی یکم بهمن ۹۵

Tags: